![]() |
![]() |
|
| عشق |
|
||||
|
خداحافظ ای همنشین ، همیشه خداحافظ ای داغ بر دل نشسته تو تنها نمی مانی ای مانده بی من تو را می سپارم به دل های خسته
|
|
خودت یه روز میفهمی من واسه تو چی هستم عاشقمو عاشقم باش وقتی تو را میپرستم دلمو شکستی اما بازم وفاداردل عشقتو نمیندازه دورآخه مگه بیکاره دل دنیاسه دیوونه ها دنیایه دوست داشتنه فدای چشمات میشم وقتی نگات با منه
|
|
تو خیالم هم نبودکه عاشقی کنم ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم
|
|
پس از تو لبم را برای کسی که بگویم دوستت دارم نخواهم گشود پس از تو دستانم را به کسی نخواهم داد تا گرمی دستانت را برای همیشه یادگاری احساس کنم. پس از تو آغوش خود را برای کسی نمی گشایم تا گرمی تنت برای همیشه باقی بماند و با من در قبر برود. کاش میدانستی بی تو آرزوهایم،یخ میزند ،بی تو آرزوهایم میمیرند،همیشه نهایت دلتنگی ابر، باران است،و نهایت دلتنگی من،تو. پس برگرد برسر عشقمان،اگر بیائی غرورم را صادقانه تقدیم چشمانت میکنم. از ما که گذشته این مطالب رو فقط برای اونایی نوشتم که تازه عاشق شدن ویا نیاز مبرمی به مطالب عاشقانه دارند و از این پس کارم این خواهد بود که عاشق پیشه ها رو ساپورت کنم
|
|
دلم برای کسی تنگ است
تـــــــقدیم به عشقم |
|
گرما
باز هم گرما به سرزمین سرده وجودم باز گشت و باز هم قلب کوچکم شروع به تبیدن کرد .من ادعای عشق نمی کنم چه کنم نمی توانم .شاید زندگی دوباره لبخندی به رویم زد لبخندی به وسعت دل تمام عاشقان لبخندی نابایان ولی من هنوز ادعای عشق نمی کنم حتی اگر چشمان بی فروغم باز هم به روی دیدگان زیبایت گشوده شود .بگزار....... بگزار در تنهایی نفس بکشم و تا عمق وجودم احساس آرامش کنم. |
|
هزار گلم اگرم هست،هر هزار تویی / گلند اگر همه اینان،همه بهار تویی دلم هوای تو دارد،هوای زمزمه ات / بخوان که جاری آواز جویبار تویی به کار دوستی ات بی غشم،بسنج مرا / به سنگ خویش که عالی ترین عیار تویی سواد زیستنم را،ز نقش تذهیبت / به جلوه آر که خورشید زرنگار تویی برای من تو زمانی.نه روز و شب ،آری / که دیگران گذرانند و ماندگار تویی تو جلوه ابدیت به لحظه می بخشی / که من هنوزم و در من همیشه وار تویی یک بوم خط خطی، دو سه طرح سیاه و مات / پیوست عاشقانه ی ما هم به خاطرات این روزهــــا دوباره دلم تنـگ می شود / این روزهـــا دوبــاره غزل گفته ام برات از وزن شــعرهــای تو بیــرون نمــی زنـــم / مفعول و فاعــلات و مفاعیل و فاعــلات ذهنم حیــاط خلـوتِ افکارِ گرگ و میش / روحم اسیـــر کشمکش ذهن بی ثبــات شطرنج چشم هــای تو دل را تبــــاه کرد / اسب سفید کیش، وشاه سیـــاه، مــات یک بوم خط خطی، دو سه طرح سیاه ومات / این آخرین نگاه به دنیاست، مرگ، کات ادامه مطلب |
|
من میرم واسه همیشه آره مــن اونم که گفتــم واسـه چشم تـو دیوونم
چـمــدون رویـــاهـــامـو دیگه برداشتم و بستم
از تو هیچ چیزی نـمونــده نـه نگـــاهی و نـه یــــادی
|
|
بیا که تا نفسی هست یار هم باشیم به غنچه های محبت بهار هم باشیم دست نوشته هایی از هم خدمتی عزیزم امیر مرشدی بوشهر - شهرستان دشتستان - بخش بوشکان - روستای طلحه
در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وکیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان ، قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و سپس محکوم شد به تنهایی و مرگ کنار چوبه دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم و من گفتم : به تو بگویند ... دوستت دارم .
به امید سعادتی دوباره در خدمت شما عزیزان ... ادامه مطلب |
|
صفحه نخست آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| آمار وبلاگ |
|
تعداد آنلاین : 0 بازدید امروز : 9 بازدید دیروز : 2 بازدید هفته : 14 بازدید کل : 4600 |
| خبرنامه |
|
|